السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
268
سيره معصومان ( فارسي )
باشد ، صبح كردى و شب را به سر آوردى در حالى كه مولاى تمام مردان و زنان مؤمن شدى . در سيرهء حلبيه آمده است : چون رسول خدا ( ص ) به محلى ميان مكه و مدينه موسوم به غدير خم در نزديكى رابغ رسيد ، يارانش را جمع كرد و براى آنها خطبه خواند و فرمود : . . . اى مردم ! من نيز بشرم ، نزديك است كه پيك پروردگارم به من رسد و پاسخش گويم . . . سپس بر تمسك به كتاب خدا مسلمانان را تشويق كرد و آنها را به اهل بيتش سفارش كرد و فرمود : من در ميان شما دو چيز گرانبها باقى مىگذارم كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم اين دو از هم جدا نمىشوند تا در حوض بر من وارد شوند . وى همچنين وقتى كه به كرّات از مردم پرسيد كه مگر من از شما به خودتان سزاوارتر نيستم و آنها جواب مثبت مىدادند ، دست على ( ع ) را بالا برد و در حق او فرمود : هر كس كه من مولاى اويم ، على هم مولاى اوست . خدايا با دوستدارش دوستى كن و با دشمنش دشمنى فرما . هر كس كه او را دوست مىدارد ، دوستش بدار و هر كس كه او را مبغوض مىدارد ، مبغوضش بدار ، يارى كن ياريگر او را و كمك كن مددكار او را و خوار بگذار هر كس را كه او را خوار گذاشت و حق را با او بچرخان هر جا كه على ( ع ) چرخيد . مؤلف سيره گويد : اين حديث ، صحيح است و با سندهاى صحيح و حسن وارد شده است . وى گويد : بايد به كسانى امثال ابو داود و ابو حاتم رازى كه صحت اين حديث را نفى كردهاند و يا سخن برخى ديگر كه گفتهاند عبارت : « اللهم وال من والاه الخ . » ، در اين حديث جعلى و مردود است ، توجه نكرد . زيرا اين حديث از طرق مختلف نقل شده و ذهبى بسيارى از آنها را صحيح دانسته است . در روايت ذكر شده كه على ( ع ) به سخنرانى ايستاد و خداى را ثنا و ستايش گفت و آنگاه فرمود : كسانى را كه در روز غدير حضور داشتند ، به خدا سوگند مىدهم كه برخيزند . كسانى كه مىگويند اين واقعه را به من گفتهاند يا خبر دادهاند ( خود حضور نداشتند ) از جا برنخيزند بلكه كسانى برخيزند كه به گوشهاى خود شنيدند و قلبشان آن چه را كه شنيدهاند حفظ كرده است . هفده صحابى از جاى خود برخاستند و در روايتى آمده است كه سى صحابه از جاى خود بلند شدند . در معجم الكبير آمده است شانزده تن و در روايتى دوازده تن ذكر شده است . آنگاه على ( ع ) به آنها فرمود : آن چه را كه شنيدند ، بيان كنيد . آنها هم همين حديث را بر زبان آوردند . ابن كثير شامى در تاريخش نوشته است : ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ، مؤلف تفسير و تاريخ ، به كار حديث غدير ، توجه نشان داد و دو مجلد ترتيب داد كه در آنها طرق و الفاظ اين حديث را گرد آورد . همچنين حافظ كبير ابو القاسم بن عساكر احاديث فراوانى در مورد خطبه غدير آورده است . وى گويد : نسايى در سنن از محمد بن مثنى ، از يحيى بن حماد ، از ابو معاويه ، از اعمش ، از حبيب بن ابى ثابت ، از ابو الطفيل ، از زيد بن ارقم روايت كرده است كه گفت : چون رسول خدا ( ص ) از حجة الوداع بازگشت و در غدير خم فرود آمد به چندين درخت اشاره فرمود و آنها را جارو زدند سپس فرمود : مىبينم كه فرا خوانده شدهام و پاسخ گفتهام . من در شما دو چيز گرانبها باقى مىگذارم